تبلیغات
ارتش تک نفره - دل نوشته۸

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
پاییز بهانه میگیرد........
ابر های تیره سراغ چشمان آبی ات رامیگیرند.......
باران هم کرده یادی از چشمان خیسم.......
خیابان های شهر من وتورا صدا میزنند.......
سرما دلش برای دست های سردمان تنگ شده است.......
یادت هست....؟؟؟؟؟
در خیابان.....روی برگ های شاعرانه.....زیر باران.....
در اوج سرما.....دستهایما که گره خورده بودن.....
در جیب بارانی تو...همریگر را نوازش میکردن......؟؟؟؟؟
چقدر دور است آن روزها........!!!!!!!
چقدر دستهایم هوایت را کرده...هوای دستهای گرمت را.....
در این شر شر بارون...چه کسی را زیر چترت پناه دادی...؟؟؟؟؟؟؟
جیب بارانیت مامن دستهای کیست....؟؟؟؟
چقدر این فصل از من وتو شاعران هایمان خاطره دارد.......
حسودیم میشود به پاییز...... با این همه احساسی که دارد....
راستی چرا قلب پراز احساس پاییز میان این همه سرمای قلب من یخ نمیزند.....؟؟؟؟
چرا باید قلبم ،وجودم...میان سردی نگاهت منجمد شود......؟؟؟؟؟
چرا نباید کسی باشد تا به دستانم ها کند تا از سرمایش کاسته شود......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا کسی نیست تا باگرمای لب هایش ،یخ لب هایم رابشکند......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از پاییزهم کم کم دارم زده میشوم......وقتی در پاییز ...این فصل پراز احساس سردم مانند زمستان....
چرا باید خودم را در گیر احساس یخ زده ام بکنم.......
میشوم زمستان سرد ویخی.......شاید آن گاه زندگیم باز گردد
دگرعادت کردم به سرما....


تاریخ : شنبه 2 بهمن 1395 | 02:51 بعد از ظهر | نویسنده : sogand Alipoor | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.