تبلیغات
ارتش تک نفره - دل نوشته۵

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

خسته ام از زندگی........از بودن های بی موقع.........
.از نبودن های سخت.......حتی از رفتن ها............
از غرور های بی جا....از نبخشیدن ها...........
از قضاوت ها........از صبر کردن ها.........
به جایی رسیدم ک از نفس های یکی درمیانم .....از آه ه ه ه های پر حسرتم خسته ام......
باورت بشود یانشود مهم نیست از تو عشق قدیمی هم خسته ام......
...

از این دنیا و تمام آدم های دو،رویش.....از آدم های دروغ گو ومتظاهر خسته ام.......
من نتوانستم از این امتحان نمره ی کامل بگیرم.......یا رب میخواهم برگه ام رابدهدم......
من با سادگیم حریف هرزگی دنیا نمیتوانم باشم......من در این بازی روزگار جوانیم را باخته ام.......
میخواهم پایان بدهم  ب تمام سختی هایم......میدانی دلم برای آدمهای اطرافم می سوزد ...
آنها مجبورن مدام برایم نقش بازی کنن....این همه بازی خسته اشان کرده است.....
کاش میشد امشب روی همین دفتر بخواب بروم .دیگر آفتاب برایم طلوع نکند.......
همیشه از خورشید متفر بودم.....آخر او مرا مجبور میکرد ک یک روز دیگر نفس بکشم......
آدم های متظاهر راببینم ودم بر نیاورم......برایم گران تمام میشد زمانی که عشق زندگیم ....
بی مهابا به دروغ جان مرا قسم میخورد....ن که جانم برایم مهم باشد...ن....فقط از این ناراحت میشدم ک برایش  ارزشی نداشتم...
درحالی که او زندگیم بود..نمیدانست وقتی ب جان من قسم میخورد  داشت با زندگی خودش بازی میکرد......
 هعییییییی......بلاخره برایم ثابت  شد ک چاه کن خودش ته چاه است......اورا از دست دادم.....
درست است رفتن او مرا به باد داد....ولی حداقل او راحت شد.....دیگر مجبور نیست  شبها سناریو های تراژدی وعاشقانه بنویسد.....وروزها درحالی که خستگی شب در تنش است روی صحنه برود.....طفلکی خیلی خودش را خسته میکرد....
کاش میشد من هم ب خواب ابدیت میرفتم ودر جهنم با زندگیم همراه میشدم.....
گمانم حالا فهمیده باشد ک تا چ حد برایم عزیز است......
به امید فردایی بی طلوع.......


(سوگند علی پور)



تاریخ : چهارشنبه 8 دی 1395 | 07:11 بعد از ظهر | نویسنده : sogand Alipoor | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.